60 سال از تاسيس رژيم جعلي اسرائيل با اقدام مستقيم انگليس و حمايتهاي مستمر امريكا در قلب جهان اسلام ميگذرد؛ 60 سالي كه طي آن هزاران فلسطيني شهيد، معلول، اسير و آواره شدند.
گرچه در اين مدت زمان طولاني، مساله فلسطين به دلايلي كه ذكر خواهم كرد، حل نشد؛ اما اهداف اسرائيل و حاميانش هم تامين نشد؛ اهدافي كه در راس آن به حاشيه راندن مساله فلسطين بويژه در بين كشورهاي اسلامي قرار داشت كه سرمنشأ اين مهم را بايد در رويداد بزرگ انقلاب اسلامي در ايران و توجه ويژه امام(ره) به مساله فلسطين به عنوان مهمترين مساله جهان اسلام جستجو كرد.
آنجايي كه امام ميفرمايد: «امروز مسلمين و بخصوص علماي اعلام در مقابل خداي تبارك و تعالي مسووليت بزرگي دارند، با سكوت ما نسلهاي آينده تا ابد در معرض ضلالت و كفر هستند و مسوول آن ما هستيم، خطر اسرائيل و عمال ننگين آن، اسلام و ايران را تهديد به زوال ميكند.» (صحيفه، ج 1، ص 50)
تا قبل از ظهور انقلاب اسلامي، كشورهاي اسلامي به فلسطين به عنوان يك مساله عربي و اختلافي بين اعراب و يهوديان مينگريستند، در نتيجه ضمن قبول موجوديت رژيمي به نام اسرائيل در منطقه به دنبال حل مخاصمه بين فلسطين و اسرائيل بودند؛ اما امام خميني(ره) بر اين اعتقاد بودند كه مساله فلسطين مساله كيان اسلامي است و اسرائيل نهتنها يك رژيم نامشروع و غيرقانوني است؛ بلكه بزرگترين خطر براي ثبات جهاني و يك غده سرطاني در منطقه است.
از سوي ديگر امام به مساله فلسطين به عنوان يك مساله انساني مينگرند و جنايات رژيم صهيونيستي را عليه ملت فلسطين، نشانه ضديت اين رژيم و حاميانش با انسانيت و آزادي ميخوانند.
در اينجاست كه نظريات و روشنگريهاي حضرت امام به همراه دلايل و قرائن موجود از عملكرد اسرائيل موجب شد كه مساله فلسطين از يك موضوع عربي به جرياني جهاني بر 2 پايه حمايت از مظلوم و مبارزه با استعمار تبديل شود.
اما در باب چرايي حل نشدن مساله فلسطين پس از 6 دهه، چه بهتر كه علل آن را نيز در سخنان امام جستجو كنيم؛
1- كوتاهي دولتهاي عربي: امام ميفرمايد كشورهاي اسلامي با وجود دارا بودن معادن، ثروتها و امكانات طبيعيشان، سران مزدور آنها فرصت و امكان كوتاه كردن دست استعمار، صهيونيسم و محدود كردن نفوذ بيگانگان را به ملتهايشان نميدهند. خودخواهيها، دستنشاندگيها و تسليم بعضي از دولتهاي عربي در برابر نفوذ مستقيم بيگانگان مانع از اين ميشود كه دهها ميليون عرب بتوانند سرزمين فلسطين را از اشغال و غصب اسرائيل برهانند. (صحيفه، ج 1، ص 192)
2- همدستي ابرقدرتها براي مقابله با فلسطين: به گفته امام امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دست به دست يكديگر دادهاند كه نگذارند فلسطينيهاي مسلمان به هدفشان برسند، حتي بسياري از كساني كه به ادعا نسبت به فلسطينيها اظهار علاقه ميكنند، علاقهشان به اين نيست كه مسلمانان فلسطيني بر اسرائيل غلبه كنند و متاسفانه با سكوت و سازش و تماشا دست به دست هم دادهاند كه نگذارند مسلمانان فلسطين پيروز شوند. (صحيفه، ج 25، ص 183)
3- تفرقه در ميان كشورهاي اسلامي: امام يادآور ميشوند براي من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همه دول اسلامي و ملتهاي اسلامي ميدانند كه درد چيست، ميدانند كه دستهاي اجانب در بين است تا اينها را از هم متفرق كنند. ميبينند كه با اين تفرقهها ضعف و نابودي نصيب آنها ميشود، ميبينند كه يك دولت پوشالي اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاده، اگر همه مسلمانان جمع شوند و هر كدام يك سطل آب بريزند، اسرائيل را آب ميبرد. معذلك در مقابل آن زبون هستند، چرا به علاج واقعي كه اتحاد و اتفاق است روي نميآورند؟ (صحيفه، ج 8، ص 235)
در اين ميان، اختلاف و تفرقه ميان كشورهاي اسلامي، ترس و دلهره برخي از سران اين كشورها از رژيم صهيونيستي و حتي حمايت پنهان و آشكار برخي عمال عرب از تلآويو در طول سالها حيات رژيم اشغالگر قدس ازجمله عواملي بوده كه مانع آزادي قدس شريف شده است.
نمونه چنين روحيهاي از جانب برخي كشورهاي عربي در جنگ 33 روزه حزبالله لبنان با رژيم صهيونيستي در دفاع از حقوق مردم فلسطين نمود يافت؛ جنگي كه با پيروزي حزبالله، آموزههاي فراواني براي كشورهاي اسلامي داشت اما برخي كشورهاي عربي نه تنها از آن آموزهها درس نگرفتند، بلكه همواره سعي كرده و ميكنند براي كند كردن سلاح مقاومت، با اسرائيل، امريكا و انگليس همراهي كنند و درپي تضعيف كشورهاي حامي حزبالله برآيند.
كشورهاي عربي نبايد فراموش كنند كه در طرح خاورميانهاي امريكا آنها نيز قرار دارند و در صورت پيروزي رژيم صهيونيستي در لبنان و حلوفصل مساله فلسطين به نفع تلآويو، سراغ آنها نيز خواهند آمد. آن موقع نه حمايت مردم خود را خواهند داشت كه هماكنون نيز اين چنين است و نه متحدي كه انتظار حمايتش را داشته باشند.