نوار غزه از مورخه 10/3/86 يعني پس از سيطره جنبش حماس بر نوار غزه شاهد محاصره ضدانساني رژيم صهيونيستي بوده است، به گونه اي كه ساكنان اين منطقه حتي از مواد ضروري همچون غذا و دارو محروم شده اند و غزه با حدود يك ونيم ميليون جمعيت، عملا تبديل به يك دوزخ شده است.
اين در حالي بود كه جهانيان تنها نظاره گر اين فاجعه انساني بوده ونهايتا به محكوم كردن لفظي آن پرداختند ودر مقابل برخي از جمله رژيم هاي عرب عملا به محاصره ملت مظلوم فلسطين در غزه كمك كردند!
البته اين اقدام جنايت آميز اسراييل براي فلسطيني ها غيرقابل پيش بيني نبود، چرا كه از گذشته هاي دور وبه ويژه پس از انتفاضه مسجد الاقصي انواع حملات وتحريم ها را از سوي رژيم اشغالگر آزموده بودند. اما در مقابل اسراييل غافلگير شد، زيرا پس از سال ها ودهه ها هنوز سران اين رژيم ملت فلسطين و ويژگي هاي آنان را به درستي نشناخته اند. دولت اسراييل گمان مي برد سياست موسوم به «مجازات دسته جمعي» موجب عقب نشيني فلسطيني ها ونهايتا شورش آنان عليه حاكميت حماس در نوار غزه خواهد شد وفقر وگرسنگي مفرط، آرمان فلسطين را از ياد آنان خواهد برد.
نخست وزير اسراييل چندي پيش تصريح كرده بود هدف از اعمال فشار اقتصادي بر اهالي غزه آن است كه از حاكميت جنبش تروريست وجنايتكار حماس رهايي يابند! اما اهالي غزه آگاه تر از آن بودند كه ندانند عامل اين همه جنايت ومحاصره اسراييل است نه حماس، وبرخلاف پيش بيني اسراييل، حماس نه تنها از ديده فلسطيني ها نيفتاد بلكه طبق نظرسنجي ها بر جايگاه مردمي آن افزوده شد.
اين پديده مفهومي جز شكست اسراييل در دور تازه فشارهاي خود عليه حماس ندارد ودر مقابل محبوبيت ومشروعيت حماس بيش از گذشته تقويت شد. اين ناكامي در آستانه انتشار گزارش نهايي وينوگراد مي رود تا دولت متزلزل ايهود اولمرت را با چالش هاي جدي تا سرحد سقوط مواجه سازد.
آن گونه كه روزنامه هاي اسراييلي نوشتند، مسئولان وزارت دفاع ودر راس آن ها ايهود باراك در تاريخ اول بهمن ماه كه سوخت وبرق غزه را قطع كردند، تا دير وقت در محل كار خود حضور داشتند تا خبري از شورش مردم غزه عليه حماس دريافت كنند ودستگاه هاي اطلاعاتي مرتبا به باراك گزارش مي دادند كه تظاهرات گسترده اي عليه حماس در حال شكل گيري است. البته چنين تظاهرات گسترده اي نه تنها در غزه بلكه در خارج غزه شكل گرفت، اما نه عليه حماس بلكه عليه رژيم صهيونيستي!
تحليلگران اسراييلي با انتقاد از سياست هاي غلط ايهود اولمرت تاكيد دارند كه هر گونه اعمال فشار بر فلسطيني ها موجب افزايش همبستگي مردم با جنبش انقلابي حماس مي شود وبه همين خاطر مردم خشمگين غزه به سوي معبر رفح در مرزهاي مصر هجوم آورده وبه تعبير برخي ناظران انتفاضه جديدي را رقم زدند.
مصر با توجه به حجم بالاي فاجعه انساني مانع ورود صدها هزار فلسطيني به صحراي سينا نشد، هر چند مورد انتقاد شديد اسراييل وآمريكا قرار گرفت. از طرفي قاهره دو جنبش فتح وحماس را به مذاكره فراخوانده است كه حماس اعلام آمادگي كرده اما خودگردان همچنان شرط بازگشت به دوره پيش از كودتا توسط حماس را مطرح ساخته است.
اكنون تلاش تبليغاتي دشمن آن است كه ورود فلسطيني هاي گرسنه وخشمگين را به مصر با دستاويزهايي چون تجاوز به تماميت ارضي مصر و يا قاچاق سلاح توسط فلسطيني ها زير سوال ببرند، اما از حجم وعمق فاجعه انساني كه به اين يورش منجر شد، سخني به ميان نمي آورند. اين لحن تبليغاتي يادآور آن است كه اسراييل ادعا مي كند حمله به نوار غزه در پاسخ به شليك موشك هاي قسام به سوي شهرك هاي يهودي نشين است، در حالي كه قضيه برعكس است وحماس پاي بندي خود را به آتش بس حفظ كرده وتنها در پاسخ به حملات اسراييل به شليك موشك پرداخته است. اين در حالي است كه ميان حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي وشليك موشك هاي قسام هيچ گونه برابري وجود ندارد.
اكنون به بزرگنمايي شكستن معبر رفح پرداخته مي شود، اما اوضاع وخيم فلسطيني ها در زنداني به نام غزه ناديده گرفته مي شود. دشمن در قهقراي آرمان فلسطين بسيار كوشيده است به گونه اي كه در حال حاضر سخني از حقوق مسلم فلسطيني ها ويا آزادي فلسطين ويا حق بازگشت آوارگان بر زبان نمي رود، بلكه بحث بر سر آن است كه فلسطيني هاي متجاوز به خاك مصر، بايد به دوزخ غزه بازگردند وهمچنان زير يوغ فشار ومحاصره وتحريم اسراييل زندگي طاقت فرساي خود را از سرگيرند، آن هم تنها به اين جرم كه همچنان حامي حماس وپاي بند به آرمان هاي انقلابي اين جنبش مبارز هستند!