تاريخ :

86/11/06

 ساعت :

15:48:37

سرويس :

 مقاله

شماره مطلب :

I18988

هولوكاست، نشانه شكست/ سيدمحمد سعيد مدني

                             

  بصيرت ـ  مقاله     

 

 

اين روزها رژيم جنايتكار اسرائيل در غزه «حمام خون» به راه انداخته است. صهيونيست ها همه راه ها و گذرگاه هاي غزه را مسدود كرده و مانع از رسيدن ابتدايي ترين نيازهاي انساني مثل سوخت و غذا و دارو به مردم اين منطقه شده و درعوض از هوا و زمين بر سر مردم بي دفاع و بي گناه غزه گلوله و موشك فرود مي آورند.

مجامع جهاني نيز يا طبق معمول سكوت كرده و يا حداكثر كساني مثل دبيركل سازمان ملل نسبت به عواقب فاجعه آميز بحران در غزه هشدار مي دهند! و يا مثل آقاي والدنر، كميسر روابط خارجي اتحاديه اروپا در اين باره اظهار نگراني مي كنند و با زبان نصيحت و اندرز اميدوارند رژيمي كه بنيانش بر ستم و تجاوز و وحشيگري استوار است دست از اين كشتار بي رحمانه و نسل كشي آشكار و برنامه ريزي شده بردارد!

در اين گيرودار تكليف مجامع و سازمان هاي مثلا اسلامي و دولت هاي به اصطلاح مسلمان نيز به روال گذشته، معلوم است. در حالي كه مردم مسلمان غزه در محاصره كامل نيروهاي صهيونيستي قرار دارند و وحشيانه ترين حملات را بدون برخورداري از حداقل امكانات تحمل مي كنند، از سازماني مثل سازمان كنفرانس اسلامي كه اصولاً يكي از اهداف اصلي تشكيل آن، دفاع از مردم فلسطين و تلاش براي احياء حقوق پايمال شده آنان است، هيچ واكنش كارسازي سرنمي زند و حتي صدايي به اعتراض شنيده نمي شود.

برخي دولت هاي عربي و اسلامي نيز طبق معمول با اشاره اربابان آمريكايي خود، در اين معركه نقش تماشاگر را بازي مي كنند، آنان با اينكه بارها از زبان آمريكايي ها شنيده اند كه در صورت وقوع يك جنگ عربي- اسرائيلي، سردمداران كاخ سفيد با همه قوا به حمايت از اسرائيلي ها عليه اعراب وارد مبارزه مي شوند، در سفر اخير بوش به منطقه با تقديم سمبليك شمشيرهاي خود، صريحاً همكاري خود را با رئيس جمهور جنگ افروز آمريكا در تجاوز اخير اسرائيل به غزه اعلام داشتند و اين بار نيز نه حميت اسلامي و نه حتي عصبيت قومي و عربي، آنان را به ايفاي نقشي بازدارنده و تأثيرگذار برنيانگيخت و انگار نه انگار غزه و مردمش دارد در آتشي كه اسرائيل با تأييد آشكار و علني جرج بوش برافروخته، مي سوزد. بدتر از اين وقتي است كه خبر مي رسد يكي از دولت هاي عربي پا را از اين فراتر گذاشته و همراه و همسو با مزدوران اسرائيلي به روي بيماران و زنان فلسطيني كه تلاش مي كردند از گذرگاه رفح عبور كنند، آتش گشوده اند و...

سازمان هاي جهاني هم كه گهگاه و در مواردي خاص مي بينيم و مي شنويم با ساز آمريكايي ها، به رقص و حركت درمي آيند و از مبارزه با تروريسم طرفداري مي كنند و به خاطر پايمال شدن حقوق بشر سينه چاك مي دهند و يقه مي درانند، در قبال اين جنايت آشكار و بي رحمانه و پايمال شدن حقوق بشر در اين منطقه از جهان (غزه)، خود را به كري و كوري زده اند و گويا از نظر آنان مردم فلسطين و غزه، بشر نيستند و از حقوق بشري نبايد برخوردار باشند و گويا آنان اصلا جنايت اسرائيل را نمي بينند و خبر ندارند كه جرج بوش رئيس جمهور كودن آمريكا در سفر اخير خود به اسرائيل طرح حمله به غزه را تأييد كرده و با هدف خوش رقصي براي صهيونيست ها و به خيال خودش كسب امتيازاتي براي احياي حيثيت ناداشته و برباد رفته خود در نزد جهانيان، صراحتاً و در جمع رسانه ها اعلام كرده كه اسرائيل بايد به مناطق فلسطيني حمله كند و مقاومت آنها را از بين ببرد و با لحني جنون آميز اضافه كرده كه اسرائيل بايد كمر فلسطيني ها را بشكند و آن را خرد كند! گويا از نظر اين گونه سازمان ها، تعريف بشر و حقوق بشر همان است كه از زبان قداره كشان ضد بشر حاكم بر دنيا شنيده مي شود و دفاع از حقوق بشر وقتي لازم است كه سردمداران نظام سلطه اجازه دهند.

اين از سازمان هاي مدافع حقوق بشر و طرفدار مبارزه با تروريسم و آن هم از آمريكايي كه خود را مدعي طرفداري از دموكراسي و رأي مردم و آزادي انتخابات مي داند، اما عملاً حامي همه رژيم هاي مستبد و خودفروخته و ضد مردمي است و همواره عليه كشورهايي كه دموكراسي واقعي در آنها جاري است، دشمني مي كند. بزرگترين دليل واقعي بودن دموكراسي كشورهاي ذكر شده هم، اين است كه همانقدر كه به مردم خود حق دخالت در سرنوشت خويش و كشورشان را مي دهند، اجازه كوچكترين دخالت، نفوذ و دست اندازي به قدرت هاي چپاولگري مثل همين آمريكا را نمي دهند. و اسرائيل در حالي اين چنين بي محابا به غزه يورش مي آورد و آمريكا و سردمداران آن در شرايطي به اين غده متعفن كه بوي گند جنايات و فسادش دارد دنيا را خفه مي كند، مجوز حمله «خردكننده» مي دهد كه در فلسطين، دولتي بر سر كار است كه «منتخب مردم» است و با «رأي قاطعانه» ملت فلسطين در انتخاباتي دموكراتيك به حاكميت رسيده است!

اين روزها غزه در آتش و خون مي سوزد، در اين خطه، هولوكاست واقعي برپا شده است، اما صدايي از هيچ كس درنمي آيد، مردان و زنان و كودكان و پسران فلسطيني به جرم حمايت از دولت خود و مقاومت در برابر متجاوزان ستمگر و دفاع از سرزمين و جان و مال و ناموس خود، تحت شديدترين فشارها و محاصره ها قرار دارند و... اما با اين همه صدايي كه از فلسطين و به ويژه از دل آتش و خون، از غزه به گوش جهانيان مي رسد، صداي ناله و عجز و تسليم نيست، صداي مقاومت است. مقاومتي كه راه خود را پيدا كرده است و سخت با آهنگ و شعار «هيهات من الذله» درآميخته و همراه شده است. مي دانيم كه اين بار اول نيست كه اسرائيل اين فجايع را مي آفريند، و بار اول نيست كه مدعيان طرفداري از دموكراسي و حقوق بشر و... درعمل كم مي آورند و رفوزه مي شوند، و اين نخستين بار نيست كه دولت هاي حاكم بر كشورهاي عربي و اسلامي، ماهيت ذليلانه خود را در برابر زورگويان به نمايش مي گذارند و هر بار ميلياردها دلار اسلحه مي خرند تا به جاي مبارزه، جيب سوداگران مرگ را پركنند و بيش از گذشته تسليم خواسته هاي آمريكا شوند و... با اين همه شكي وجود ندارد كه اين بار هم مثل دفعات قبل اين اسرائيل و شركا و حاميان پنهان و آشكارش هستند كه با همه تجهيزات و سلاح هاي مدرن و هيبت ظاهري و... در مصاف نابرابر با مردمي دست خالي و فاقد امكانات، اما مقاوم و آگاه و با ايمان راه به جايي نمي برند و دير يا زود روسياه و شكست خورده وادار به عقب نشيني مي شوند -همچنان كه زمان شارون ملعون مجبور شدند- و در نزد مردم دنيا مفتضح تر و بي آبروتر. اين روزها دنيا مي شنود كه چگونه دولت و ارتش رژيم ستمگر صهيونيستي شكست از حزب الله رشيد لبنان را به گردن هم مي اندازند و جالب است كه اولمرت زير فشارهاي ناشي از آن شكست و در آستانه انتشار گزارش كميته وينوگراد، براي اثبات قدرتمندي خود، جنگ تازه اي كه نتيجه اش هرچه باشد، بي گمان پيروزي اسرائيل نيست، به راه انداخته است. اسرائيل و آمريكا، مظهر كفر و جاهليت مدرن هستند. احمقند و از عبرت گرفتن از تاريخ و گذشته عاجزند. آنان نيز چون اخلاف خود فقط و فقط در معامله با ديگران فقط زبان زور و شمشير را مي شناسند، در حالي كه خود نيز مي دانند كه با اين سلاح در برابر كساني كه با منطق «شهادت» آشنا هستند و معني ايمان و توكل را مي فهمند راه به جايي نخواهند برد، اما چاره اي نيز جز ادامه اين راه منتهي به بن بست و شكست ندارند! شايد بپرسيد آنان از كجا مي دانند، به اين نمونه توجه كنيد: وقتي در يكي از سال هاي اواخر دهه 60 شمسي، پارلمان اسرائيل، شيمون پرز نخست وزير وقت رژيم غاصب را مورد خطاب و انتقاد قرار داد كه چرا با وجود اين بودجه هنگفتي كه خرج مقابله با رزمندگان فلسطيني و مقاومت مردم آن سامان مي كنيد، كاري از پيش نمي بريد، وي پاسخ داد براي اينكه اوج قدرت ما پايان كار آنها نيست! ما با سلاح ها و تجهيزات پيشرفته جنگي خود حداكثر مي توانيم آنها را بكشيم، اما آنها كشته شدن را زندگي دوباره و چون مرگ در راه آرمان و ايمان را عين رستگاري مي دانند، آرزوي نائل شدن به آن را دارند... و اين مصداق عيني همان جمله امام(ره) است كه «ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد...».

و امروز با گذشت سال ها، نه تنها فرهنگ مقاومت و شهادت در ميان مردم فلسطين كمرنگ نشده، بلكه آنان با الگوگيري از انقلاب پيروز مردم مسلمان ايران و بازگشت به فرهنگ اصيل اسلام ناب، با درك عميق تر اين قيام، آنها را عملاً به كار مي گيرند. به اين عبارت كه در بيانيه اخير دولت مردمي و انقلابي حماس آمده است دقت كنيد: «مردم غزه با پايداري خود به دشمن ثابت كردند كه هرگز در برابر ددمنشي ها و دسيسه چيني ها تسليم نمي شوند و صبر پيشه خواهند كرد چرا كه مي دانند نصر و پيروزي نزديك است... برق، گاز و آب را قطع كنيد، هرچقدر مي خواهيد فرزندان و مجاهدان ما را بكشيد، اما توكل، نيرو و اعتقاد ما به خداوند هر لحظه بيشتر مي شود، و خداوند حتماً ما را بر اين دشمن سفاك پيروز و سربلند خواهد كرد...»

جهان شاهد اوج گيري فرهنگ ظلم ستيز اسلام است، خروش ملت هاي مسلمان عليه جنايات اسرائيل را مي بيند، بيداري اسلامي در روزگار ما به جرياني مهارناپذير تبديل شده است و جنايتكاران و ستمكاران نمي دانند كه در تله «خيرالماكرين» گرفتار آمده اند و... هرچه بيشتر براي نجات خود دست و پا بزنند و دستشان را به خون بي گناهان آلوده سازند، برايشان سودي نخواهد داشت، اما با دست خود ماهيت واقعي خود را براي جهانيان بيشتر آشكار مي كنند، ملت ها را از خواب غفلت بيدار مي كنند و زمينه را براي پيروزي نهايي حق بر باطل فراهم مي آورند.

 

كيهان 4/11/86


نظر شما :

نام و نام خانوادگي :
پست الكترونيك :
متن :