گفتگو با مولف كتاب انقلابهای رنگی و انقلاب اسلامی ایران
با قدرت سخت نمی توان انقلاب اسلامی ر اتغییر داد
بصيرت
ـ سياسي
بصیرت:بحث ایجاد یك انقلاب رنگی در ایران از زمانی آغاز شد كه مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی مطمئن شدند كه از طریق قدرت سخت نمی توانند نظام جمهوری اسلامی را تغیر دهندبه همین دلیل محافل فكری و نخبگان و سیاستمداران آمریكایی توجه خودشان را به شیوههای براندازی نرم معطوف كردند كه انقلاب رنگی هم جزو این شیوه ها محسوب می شود
دگرگونی سیاسی و شناخت عوامل و پیامدهای آن، همواره یكی از دغدغههای اصلی اندیشمندان و متفكران علم سیاست و جامعهشناسی بوده است. در این بین «انقلاب رنگی» پدیدهای نوین و مربوط به دوران پسا جنگ سرد است كه در ذیل مدلهای شناخته شده و كلاسیك جامعهشناسی سیاسی در باب تغییرات و دگرگونیهای اجتماعی نمیگنجد. منظور از انقلاب رنگی كه با عناوینی نظیر انقلاب نارنجی، مخملی، گل رز و... شناخته میشود، انقلابی بدون خونریزی و كشتار است كه تاكنون در كشورهای باقیمانده از بلوك سابق شرق نظیر گرجستان (2003)، اوكراین (2004) و قرقیزستان (2005) روی داده است. در این انقلابها هیأت حاكمه از سوی مخالفان قدرتمند، كه طرفدار لیبرال دموكراسی غربی بودند، به چالش كشیده شدهاند. در واقع مخالفان میانهرو كه از حمایت قدرتهای غربی نیز برخوردار بودند، هیأت حاكمه را از مدار قدرت خارج نمودند.
با این حال نباید این تحولات را صرفاً به عوامل خارجی و مداخلهی آنها در امور داخلی یك كشور نسبت داد. زیرا ماهیت انقلابهای رنگی و تغییر رژیم از طریق براندازی نرم به وجود بازیگران و عوامل متعدد داخلی وابسته است. به نحوی كه بدون حضور بازیگران و عوامل به وجودآورندهی نارضایتیهای عمومی، هرگز عوامل بیگانه موفق به اجرای انقلابهای رنگی نمیشوند. فیالواقع در انقلابهای رنگی، عوامل داخلی نظیر تمركز مطلق قدرت، عدم چرخش نخبگان، فساد سیاسی، اقتصادی و اداری حاكمان، فقر، نابرابری اجتماعی، شكاف طبقاتی و... به نارضایتی عمومی میانجامد و گروه مخالفی كه از تشكیلات منسجم و پشتیبانی همهجانبهی غرب برخوردار است، لایههای مختلف اجتماعی را بر علیه نخبگان حاكم، سازماندهی و هدایت میكند.
به هر روی جدیدترین كتاب در باب انقلاب رنگی با عنوان «انقلابهای رنگی و انقلاب اسلامی ایران» از سوی مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر و روانه بازار كتاب گردید. رونمایی از این كتاب با حضورریاست محترم مركز اسناد انقلاب اسلامی حجه الاسلام حسینیان، معاون محترم پژوهش جناب دكتر اشرفی با حضورمؤلف وسایر محققین در تاریخ 30/8/88 در مركز اسناد انقلاب اسلامی انجام گردید. همین امر ما را بر آن داشت تا با مؤلف آن آقای شعیب بهمن گفتگوی كوتاهی انجام دهیم و نظرات ایشان را در خصوص علل تألیف و مسائل مطرحشده در این كتاب جویا شویم. نكته جالب توجه در مورد چاپ و انتشار این كتاب این است كه كتاب حاضر قبل از تحولات 22 خرداد 88 طرح و تألیف گردیده است و این موضوع بیانگر دقت و توجه مركز اسناد انقلاب اسلامی به تحولات روز جامعه ایران اسلامی است.
1. جناب آقای بهمن كتاب «انقلاب های رنگی به عنوان تهدیدی علیه انقلاب اسلامی ایران» دارای چند بخش می باشد و چه موضوعاتی را در بر می گیرد؟
این كتاب چهار بخش دارد. بخش اول به بررسی چیستی، عوامل و بازیگران انقلاب های رنگی می پردازد. بخش دوم به سابقه ی وقوع انقلاب های رنگی در حوزه های پساكمونیستی و خاورمیانه اختصاص یافته و آنها را مورد بررسی قرار داده است. در بخش سوم به ارتباط انقلاب های رنگی و ایران پرداخته شده و مهمترین تهدیدهایی كه انقلاب اسلامی ایران را با خطر مواجه می كنند، مورد بررسی قرار گرفته. در بخش چهارم هم به فرضیهی اصلی كتاب پرداخته شده و سعی شده مقایسه ای میان فضای انقلاب های رنگی با فضای موجود در ایران صورت گیرد.
2. تعاریف مختلفی در رابطه با انقلاب رنگی مطرح شده است از دیدگاه شما انقلاب رنگی به چه معناست؟
انقلاب های رنگی تقریبا پدیده ای مدرن هستند كه در قالب هیچ یك از نظریات سنتی جامعه شناسی و علوم سیاسی نمی گنجند. این انقلاب ها با انقلابهای كلاسیك، با جنبشها اجتماعی و حتی با شورشهای اجتماعی هم تفاوت های زیادی دارند. البته با هر كدوم از اینها تشابهاتی هم دارند. اما اگر بخواهیم در مورد ماهیت آنچه كه به عنوان انقلاب رنگی در كشورهایی مثل گرجستان، اوكراین و قرقیزستان روی داد، صحبت كنیم باید این اتفاقات را در زمره ی تهدیدهای نرم و مسائل مربوط به براندازی نرم مورد بررسی قرار بدهیم.
3. چه عواملی باعث وقوع انقلابهای رنگی می شوند؟
مطمئنا در هر یك از كشورهایی كه انقلاب رنگی روی داده، یك سری عوامل تاثیرگذار وجود داشتند كه شاید آنها با یكدیگر تفاوت نیز داشته باشند؛ اما می توان در كشورهایی كه در آنها انقلاب رنگی روی داده یك سری عوامل مشابه هم پیدا كرد. عواملی مثل تمركز مطلق قدرت وعدم چرخش نخبگان كه عموما در رژیمهای دو رگه وجود دارند، در تمام این كشورها هم وجود داشته. یكی دیگر از این عوامل مشترك، رواج فساد سیاسی، اقتصادی و اداری در این كشورها بوده است. عامل دیگر به افزایش نارضایتیهای عمومی مرتبط می شد كه عموما با گسترش فقر و نابرابریهای اجتماعی ارتباط عمیقی داشت. در نهایت هم باید از خلاء هویت در جامعه و فقدان مشروعیت حكومت نزد مردم صحبت كنیم كه در تمام این كشورها وجود داشته است.
4. بازیگرانی كه در عرصهی انقلابهای رنگی حضور دارند و به چه نحوی تاثیر می گذارند؟
در مورد اینكه چه بازیگرانی در جریان انقلاب های رنگی به ایفای نقش می پردازند، احتلاف نظر وجود دارد. برخی می گویند انقلاب های رنگی تماما ساخته و پرداخته ی نیروهای خارجی به ویژه آمریكایی ها بوده است. اما آنچه در این كتاب دنبال شده، این خط فكری بوده كه بازیگران حاضر در انقلاب های رنگی بیشتر در داخل خود این كشورها قرار داشته اند. به عنوان نمونه نمی توان از نقش نخبگانی كه به مخالفت علیه نظم سیاسی حاكم بر كشور خود پرداختهاند، گذر كرد. همچنین نمی توان نقش احزاب سیاسی و جنبشهای دانشجویی را نادیده گرفت. در این بین باید توجه داشت كه سازمانهای غیردولتی (NGOs) كه عموما فراملی و بین المللی هستند نیز نقش مهمی در انقلاب های رنگی ایفا نمودند. به نحوی كه امروزه نمی توان نقش بنیاد سوروس، خانهی آزادی و سایر سازمانهای غیردولتی بین المللی را انكار كرد. این سازمان ها بیشتر به حمایت های مالی و ابزاری از معترضان پرداختند و نقش مهمی هم در پیروزی انقلاب های رنگی ایفا كردند. علاوه بر این رسانههای جهانی هم تاثیر شگفت آوری داشتند. آنها به صورت منظم به پوشش اخبار و تحلیل های جهتدار از وقایع پرداختند و معترضان را تحریك كردند.
5. تاكنون انقلاب های رنگی در چه كشورهایی روی داده است؟
خاستگاه اصلی انقلابهای رنگی، برخی از جمهوریهای شوروی سابق بودهاند كه فضای سیاسی و اجتماعی آنها دچار دگرگونیهایی بیسابقه گشته است. انقلابهای رنگی نخستین بار با وقوع انقلاب مخملی در دوره 6 هفته ای17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در چكسلواكی آغاز شد و با وقوع تحولات مشابهی به شكل زنجیره وار در صربستان (در دو مرحله 1997 و 2000)، گرجستان (2003)، اوكراین (2004) و قرقیزستان (2005) ادامه یافت. همچنین اقدام مشابهی در سال 2005 در لبنان صورت گرفت كه البته به شكست انجامید. به هر حال وقوع انقلاب گل رز در گرجستان واقع در منطقهی قفقاز، انقلاب نارنجی در اوكراین واقع در اروپای شرقی و انقلاب لاله در قرقیزستان واقع در منطقه آسیای مركزی، از پیام خاصی در حوزهها و مناطق مختلف پسا كمونیستی حكایت دارد.
6. انقلاب های رنگی با چه فرجامی مواجه شده اند؟ آیا همانطور كه قصد داشتند به دموكراسی دست یافتند و اوضاع بهبود یافت یا خیر؟
در حال حاضر می توان با اطمینان گفت كه هیچ كدام از انقلاب های رنگی به اهداف و مقاصد خود دست نیافتند. نه تنها به اهدافی مثل دموكراسی، برقراری حكومت قانون و ریشه كنی فساد دست نیافتند، بلكه وقتی با اعتراض های مردمی مواجه شدند، به بدترین شكل دست به سركوب زدند. در واقع هیچ كدام از انقلاب های رنگی فرجام خوشی به همراه نداشتند و نتایج به دست آمده از انقلابهای رنگی، از نقطه نظر دموكراسی، مبارزه با فساد، كاهش فقر و نابرابریهای اجتماعی در سطحتوقعات مردم نبودند. به نحوی كه پس از انقلابهای رنگی علاوه بر آنكه وضع موجود به سمت وضع مطلوب حركت نكرد، بلكه انتظارات فزاینده به واسطهی وعدههای رهبران انقلاب نیز باعث افزایش نارضایتیها شد. دلیل این امر به دو مسئله اساسی باز میگردد كه از دید حاضران در انقلابهای رنگی پنهان مانده بود. نخست آنكه دموكراسی یك كالا نیست كه بتوان آن را وارد كرد و دوم آنكه رهبران انقلابهای رنگی نیز در زمرهی رهبران پیشین به حساب میآمدند و نمیشد از آنها انتظار پیگیری رویههای دموكرات مآبانه داشت. به همین دلیل همچنان نا آرامیها و بیثباتی در این كشورها وجود دارد و با توجه به ناتوانی رهبران در برآورده ساختن وعدههای رنگین خود، عملا با مشكلات عدیدهای مواجه شدند. چنانكه تظاهرات سیاسی كه در سالهای پس از پیروزی انقلابهای رنگی به كرات صورت گرفته، باعث آشفتگی اوضاع شده و صرفا موجب طولانیتر شدن دوره بیثباتی كشورهای گرجستان، اوكراین و قرقیزستان گردیده است.
7. از چه زمانی بحث ایجاد یك انقلاب رنگی در ایران آغاز شد؟
بحث ایجاد یك انقلاب رنگی در ایران از زمانی آغاز شد كه مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی مطمئن شدند كه از طریق قدرت سخت نمی توانند نظام جموهری اسلامی را تغیر دهند. آنها بعد از تجریهی به راه انداختن غائله های مختلف، تحریم های اقتصادی و حتی پشتیبانی از عراق در جنگ تحمیلی، عملا به این نتیجه رسیدند كه دیگر نمی توانند از قدرت سخت برای سرنگونی نظام ایران استفاده كنند. به همین دلیل محافل فكری و نخبگان و سیاستمداران آمریكایی توجه خودشان را به شیوههای براندازی نرم معطوف كردند كه انقلاب رنگی هم جزو این شیوه ها محسوب می شود. از این زمان به بعد است كه تهدیدهای نرم بیش از پیش به كار گرفته می شوند.
8. به نظر شما انقلاب اسلامی با چه تهدیدهای نرمی مواجه است و آیا این تهدیدات می تواند موجودیت نظام را به خطر اندازد؟
انقلاب اسلامی و اصلا نظام جمهوری اسلامی مانند هر نظام سیاسی دیگری دارای نقاط قوت و ضعف است. بنابراین نباید از تهدیدها چشم پوشی كرد و یا به جوای رفع این تهدیدات، صورت مسئله را پاك كرد. نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر با تهدیدهای نرم زیادی در حوزه های فرهنگی ـ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مواجه می باشد. در حوزهی فرهنگی ـ اجتماعی تهدیدهایی مثل تهاجم فرهنگی، خطر انزوای روحانیت و نیروهای انقلابی و تفرقه و جدایی میان حوزه و دانشگاه وجود دارد. در حوزهی سیاسی تهدیدهایی نظیر تضعیف رهبری انقلاب اسلامی، نفوذ فرصت طلبان در بدنه انقلاب اسلامی، تشدید اختلافها میان جریانهای سیاسی و تشتت و تفرقه میان اقوام، ادیان و مذاهب گوناگون وجود دارد. در حوزهی اقتصادی هم تهدیدهایی همانند افزایش فاصله طبقاتی و بیتوجهی به مستضعفان، تجملگرایی و مصرفگرایی و گسترش فساد، انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را با خطر مواجه كرده اند. باید توجه داشت كه عملی شدن هر یك از این تهدیدات به معنای وارد شدن ضربه به سایر اجزای نظام است.
جناب آقای شعیب بهمن از اینكه این وقت را در اختیار ما قرار دادید و ما را با روش پژوهش خود بیشتر آشنا نمودید كمال تشكر را دارم.